ᴥ ᴥ ᴥ ᴥ ᴥ ᴥ ᴥ ᴥ بسم رب الفاطمة ᴥ ᴥ ᴥ ᴥ ᴥ ᴥ ᴥ ᴥ


راهیان نور یکی از بچه ها خواست طلاییہ کنارم باشه ...


رفتیم یہ جاے دنج پیدا کردیم


تو حال خودمون بودیم


طلاییہ جون میداد براے مردن !


براے اقامہ نماز بلند شدیم از روے زمین


چادر دوستم خیلے خاکے شده بود


خم شدم و شروع کردم بہ تکاندن چادرش


دوستم با بغض گفت : خوب نیست تو تمیز کنی ، خودم تمیز میکنم


با بغض گفتم :


✤ بد این است کہ چادرے خاکے بماند ✤



● ● ● حالا هر وقت چادرم خاکے مےشود یاد مـــــــادر مےافتم ● ● ●






◥ مــریــم صــفــری ◣





❉ ❉ ❉


┘◄ دلــ نـوشـتـه م کپی نشود لطفا + ممنون !

┘◄ هر گونـه کپی حتی در حد [ واو ] شرعا اشکال دارد




┘◄ مےشود براے دلم || امن یجیب || بخوانے ؟


┘◄ التماس دعاے فرج + شهادت













برچسب ها :
مادرم حضرت زهرا(س) ,  چادر خاکی ,  راهیان نور ,  بانوی خلوت نشین حرم ,  مریم آسمانی ,  مریم صفری ,  بانوی دو عالم , 

موضوع :
✓ نـسـیـم مـادرم فـاطـمـه (س) ,